تبليغاتX
هفته ی خاکستری


 

تا سال 1376 كه زنده ياد فرهاد مهراد توانست از پيله ديگر خواسته اي كه به دورش تنيده بودند ، در آيد ، زمان زيادي سپري شده بود. اگر چه وي در سال 1369 آلبومي انتشار داد و سال 74 هم براي كنسرتي در آلمان به صحنه رفت ، اما اين لطف ها گاه و بيگاه بود ودوم خردادي بايد رخ مي داد تا به مصداق شعر حافظ كه

بنده پير خراباتم كه لطفش دائم است / ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

 تا فرهاد بتواند آن پيله ناخواسته را به يك سو نهد و با جامعه همسو شود.

 وي همانند برخي ديگر از خوانندگان كه نه جرمي مرتكب شده بودند و نه در دادگاهي حكمي در محكوميت آنان صادر شده بود ، محكوم طرز نگاهي شدندكه نه قانوني بودو نه اخلاقي ، قانوني نبود چرا كه د رقانون اساسي اصل بر برائت بود مگرآنكه خلاف آن ثابت شود و نه اخلاقي بود ، چرا كه اخلاق اصولا بالاتر از قانون قرار دارد و برائتي كه اصل اخلاقي توصيه مي كند ،‌دايره اي وسيع تر از دايره قانون است و آدمي در اقيانوس آن فضاي افزونتري براي شناگري دارد.

فرهاد البته اين بختياري را داشت كه يكي از ترانه هايش همه گاه تكرار مي شد. ترانه وحدت كه وي عاشقانه براي پيامبر اكرم(ص) وبر روي شعري از زنده ياد سياوش كسرايي و آهنگسازي خوانده بود. اين ترانه مصداق اين نيم مصرع معروف است كه « خرم آن نعمه كه مردم بسپارند به ياد»

اين كار همچنان كه اشاره شد عاشقانه سروده شد. نه موسسه اي و نهادي براي آن سرمايه گزاري كردو نه توصيه اي از طرفي آمد كه چنين كاري ساخته شود. عشق به آن محتشم( پيامبر گرامي اسلام) و ياد كردي از سيره وسخن آن بزگوار كه بخشي از آن د رشعر اين ترانه جاودانه مستتر است(آنجاكه مي خواند «كفتي كه يك ديار هرگزبه ظلم و جور نمي ماند، بر پا و استوار )، بهترين بهانه ها براي ساخت و خواندن اين آهنگ بود.فرهاد سفارشي كار نبود و در خانه تقويم ها را پشت رو نمي كردو همانند برخي از هنرمندان بي سبب و عزيزان بي جهت ، فرصت طلبي نمي كرد و به نام امامان و بزرگان و معصومين مدام طرح و سمفوني هاي سفارشي نمي ساخت و دقيق تر بگوييم كيسه اي نمي دوخت . او حر بود و آزاد و براي دلش مي ساخت و همين نگاه از دل بود كه نغمه هايش را بر دلها مي نشاند.

خوشبختانه امسال كه به سال پيامبر اكرم مزين شده است ، فرصت خوبي است تا تاثير كارهاي سفارشي كه با هزينه هاي بالاي صد ميليون تومان را با همين كار ساده و يا حتي برخي از نواهاي ساده نوازندگان محلي به مقايسه بنشينيم و ببينيم كه كدام يك بيشتر تاثير مي نهند .اين سمفوني هاي سفارشي به قول مولانا همانند كف روي آبند و با يك تلاطم دريا نيست و نابود مي شوند، چرا كه صفايي در آن نيست.

كف درياست صورتهاي عالم / زكف بگذر اگر اهل صفايي

يادم نمي رود شهريور ماهي كه فرهاد درپاريس جان به جان آفرين تسليم كرد ، قرار شد صفحه ويژه اي برايش انتشار دهيم ، روزنامه(همشهري) تازه تغيير تركيب داده بود و گروهي با طرز فكري تازه در راس آن قرار گرفته بودند  وآقاي شيخ عطار هم سردبيري كار را عهده دار شده بود. صفحه وقتي زير دستان شيخ قرار گرفت، وي ابتدا مخالفت كرد . توجيه كرديم كه وي هنرمندي شناخته شده است و درميان چند نسل عزيز و بزرگوار . پرسيد  اين هماني است كه كاري درباره پيامبر خوانده است  و سپس اشعارش را زمزمه و صفحه را تاييد كرد.

 

شخصيت ويژه

 

مهمترين چيزي كه يك خواننده يا هنرمند آرزوي دست يابي به آن را دارد همانا استقلال و هويت خاصي است كه كارش را از سايرين متمايز كند. اين هويت البته به دست نمي آيد مگر آنكه دوره اي سرگشتگي در مسير زندگي هنرمند پيش آيد و وي وادي هاي مختلفي را تجربه كند . تجربه اي كه تقليد در آن حرف نخست رامي زند.سرگشتگي فرهاد در سالهاي اوليه زندگي هنري اش از شكستن ساز ويلن سل ، تا آشنايي با يك گروه ارمني و تحصيل درانگلستان ،  تا كنسرتهاي شبانه در هتل ريمبو در خيابان ايرانشهر و رستوران كوچيني و تقليد از خوانندگاني چون الويس پريسلي وري چارلز را بايدمحصول دوران تجربه و تقليد به شمار آورد؛ دوره اي كه بسياري از هنرمندان بزرگ هم آن را گذرانده اند.

 

پس از اين دوره است كه وي به شخصيت صدايش كشف مي كندو درمي يابد كه چگونه بخواند كه از ديگران متمايز شود. آشنايي با هنرمندي صاحب ذوق چون اسفنديار منفرد زاده و البته واروژان( آلبوم مشترك هفته خاكستري) كه بسياري از خوانندگان نامي موسيقي پاپ وامدار تلاشهاي وي اند،  هم در اين تمايزيافتگي بي تاثير نبود. خواندن ترانه هايي چون« مردتنها»،در فيلم رضا موتوري و يا خسته و يا سقف وي را به جايگاهي رساند كه آرزوي هر هنرمندي است . جايگاه يافتن صدا و سخني مستقل كه هويتي ويژه به وي داده بود.

 

 

 

جاودانه پس از مرگ

 

از جمله حوادثي كه پس از مرگ فرهاد جامعه موسيقي را حساس كرد ، پخش آثار وي از سازمان صدا و سيما وواكنش همسر آن مرحوم به اين كار غير قانوني و البته غير اخلاقي اين نهاد  بود. نهادي كه به گفته همسر آن زنده ياد« وقتي فرهاد درگذشت، سازمان متبوعتان حتي نامي از وي نبرد؟» خواندن متن اين نامه و ياد آوري دوباره آن مي تواند گوشه اي ديگر از ذهن و ضمير آن زنده ياد را بنماياند. ضميري كه نشان مي دهد هنرمند دولتي نيست و نيازي هم به حمايتهاي اين چنيني ندارد؛ حمايتهايي كه د ر زيستش از وي دريغ شد، بهتر آن است كه  پس از مرگش هم  از وي دريغ شود.

 

 

متن نامه پوران گلفام  به رئيس سازمان صداو سيما

 

"سال گذشته پس از آنكه آن سازمان(صداوسيما) به مناسبت دهه فجر ويدئو كليپي با استفاده از يكي از آثار فرهاد ساخت، نامه سرگشاده اي به جنابعالي به عنوان عالي ترين مقام آن سازمان نوشتم و به عنوان صاحب امتياز قانوني آثار وي درخواست كردم كه ديگر هرگز آثار اين هنرمند را پخش نكنيد. به ياد داريد كه نوشته بودم فرهادبا هيچ رسانه دولتي كار نمي كرد؟ به ياد داريد وقتي فرهاد درگذشت، سازمان متبوعتان حتي نامي از وي نبرد؟ آن روزها كه از شما چنين درخواستي كردم ترانه وحدت را پخش مي كرديد. پاسخ تان به آن درخواست را به ياد مي آوريد؟ صبح و ظهر و عصر از شبكه هاي راديويي فرهاد پخش كرديد، به وحدت هم بسنده نكرديد. يك ماه بعد به مناسبت عيد نوروز ويدئو كليپ جديدتان «كودكانه» را كه حاصل همكاري فرهاد با دو هنرمند ممنوع ديگر است پخش كرديد. جالب اين است كه مدير مركز موسيقي آن سازمان همان روزها در مصاحبه اي تلويزيوني سينه پر كردند و با افتخار گفتند كه هيچ ترانه و موسيقي بدون رضايت و مجوز صاحبانش از صدا و سيما پخش نمي شود.

 

اگر ترانه اينچنيني را مي شناسيد معرفي كنيد تا من پيگيري كنم... مي دانم چون قانون به من حق ميدهد، شما هم به من حق مي دهيد. اگر اينگونه نبود، امروز پيكر فرهادم در خاك شيرين اش خفته بود و آن سازمان چنين غوغايي به پا نمي كرد. آقاي ضرغامي، اين روزها «شبانه» را با شعر «احمد شاملو» پخش مي كنيد: عمو يادگار، مرد كينه دار، مستي يا هوشيار، خوابي يا بيدار؟...آخرش يه شب ماه مياد بيرون، منو مي بره از ته زندون... كليپ هم برايش مي سازيد كدام زندان؟ كدام ماه؟ كدام عمويادگار؟ آقاي ضرغامي براي يك دستمال نيازي به آتش زدن قيصريه نيست. فرهادرا همچون گذشته فراموش كنيد. آنها كه بايد او را از ياد نبرند، بسيارند و بيدار، فرهاد به هيچ رسانه دولتي نيازي نداشت و ندارد. جناب آقاي ضرغامي، به عنوان نماينده قانوني فرهاد و صاحب امتياز رسمي آثار وي مجددا اعلام مي كنم كه آن سازمان به هيچ وجه اجازه پخش آثار فرهاد مهراد را ندارد."

 

كارنامه مختصر

 

آهنگ‌سازي

تو را دوست دارم، شعر از مهدي اخوان ثالث (با تغييرات  از سوي فرهاد)
نجوا
خواب د ربيداري ( شعر خارجي با تغييرات از سوي فرهاد)
كوچ بنفشه ها با شعري از شفيعي كدكني
خيال خوشي با شعري از ويليام شكسپير
کتبيه، با شعري از فريدون رهنما
گاندي، ‌با شعري از مهاتما گاندي ( ترجمه شعر از انگليسي محمد حسين آريا )
‌ وقتي که بچه بودم با شعري از اسماعيل خويي با اندكي تغييرات از سوي فرهاد
 

 

آلبومها : 

-          اسير شب

-        آيينه ها (مسخ) موسيقي حسن شماعي زاده – شعر اردلان سر افراز

-        هفته خاكستري ، موسيقي واروژان – شعر شهيار قنبري

-        وحدت ،موسيقي اسفنديار منفرد زاده – شعر سياوش كسرايي .

-        خواب دربيداري

-        برف ، موسيقي فرهاد و فريدون شهبازيان


+ نوشته شده در  86/05/26ساعت 0:29  توسط مسعود  | 

 

البوم جدید استاد شجریان با نام :

غوغای عشقبازان

 

01 - قطعه ی دیدار 

[24Kps] [128Kps]

 

02 - اواز بر قطعه ی دیدار 

[24Kps] [128Kps]

 

03 - قطعه ی پنج ضربی 

[24Kps] [128Kps]

 

04 -ادامه ی قطعه ی پنج ضربی

[24Kps] [128Kps]

 

05 - اواز دیلمان 

[24Kps] [128Kps]

 

06 - تسنیف شور در فراغ 

[24Kps] [128Kps]

 

07 - ساز و اواز افشاری

[24Kps] [128Kps]

 

08 - رقص پروانه 

[24Kps] [128Kps]

 

09 - ادامه ی ساز و اواز 

[24Kps] [128Kps]

 

10 - تسنیف افشاری ساقیا 

[24Kps] [128Kps]

 

11 - ساز و اواز قرایی 

[24Kps] [128Kps]

 

12 - تسنیف افشاری باده ی عشق 

[24Kps] [128Kps]

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/12ساعت 23:47  توسط مسعود  | 

نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد.

اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به “تقليد از بزرگترها“ مي شد.

سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند.

در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند.

با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود.

عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست  و به قول فرهاد:“ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.”

و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد.

با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند.

اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند.

پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند.

گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند.

وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد.

مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني “واريته استوديو ب “  ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد.

مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله “اطلاعات جوانان“ در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد.

در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار ميگرد.

چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده  گيتار و پيانو  با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار)،حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود.

منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:“فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.“ 

در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه “اگه يه جو شانس داشتيم“ يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم “بانوي زيباي من“ شنيدند.

 

+ نوشته شده در  86/05/12ساعت 23:42  توسط مسعود  | 

راستين خواننده راستين اين مرز و بوم كه با كارهاي قوي كه اراعه داده واقعا نقطه ي اميدي در موسقي كشورمون ايرانه اميدوارم اين خواننده موفق باشه و ايشالا به كارهاي قوي خودش ادامه بده

البوم جديد اين خواننده ي تاپ قرار هست بزودي به بازار بياد با شعرهاي بزرگاني چون :

ايرج جنتي عطايي

اردلان سرفراز

شهريار قنبري

روي موسيقي وزين و شكيل : فريد زلاند

اگه عمري بود واستون مي زارم فقط نظر يادتون نره

<<خوشم>> يكي از اثار اين خواننده خوب هست كه براي دانلود گذاشتم

دانلود كنيد و واقعا لذت ببريد

خوشم

+ نوشته شده در  86/04/21ساعت 9:33  توسط مسعود  |