تبليغاتX
هفته ی خاکستری

 

خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس تئاتر، سینما و تلویزیون در ایران در اثر عارضه قلبی درگذشت.
 
 
بامداد روز جمعه، 18 ژوئیه۲۰۰۸ (28 تیر۸۷)، گزارش شد که خسرو شکیبایی در سن شصت و چهار سالگی بر اثر سکته قلبی در بیمارستان پارسیان تهران از دنیا رفت.

بر اساس آخرین خبرها، او چندی پیش به علت بیماری قند در بیمارستان بستری شده بود.

شکیبایی با تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا وارد عرصه هنر شد و سال ها در زمینه تئاتر فعالیت می کرد تا این که مسعود کیمیایی در سال ۱۳۶۱ با انتخاب او برای نقشی کوتاه در فیلم خط قرمز او را به دنیای سینما کشاند.

شکیبایی پس از خط قرمز در فیلم های دیگری چون رابطه یا دزد و نویسنده ظاهر شد اما علی رغم بازی خوبش چندان دیده نشد تا این که داریوش مهرجویی او را برای ایفای نقش اول در فیلم هامون انتخاب کرد.

هامون نقطه عطف زندگی حرفه ای خسرو شکیبایی محسوب می شود. او با بازی در نقش حمید هامون یکی از ماندگارترین نقش های تاریخ سینمای ایران را رقم زد. نقشی که بعدها نیز او را در قالب های مختلف تکرار کرد و نتوانست از آن جدا شود.

فهرست فیلم های خسرو شکیبایی پس از هامون فهرست بلندی است که در میان آن ها کیمیا ساخته احمدرضا درویش و کاغذ بی خط با کارگردانی ناصر تقوایی آثاری هستند که شکیبایی در آنها هنرمندانه ایفای نقش کرد و قدرت بازیگری اش را به رخ کشید.

او چندی پیش نیز با بازی در اتوبوس شب ، آخرین ساخته کیومرث پوراحمد دوباره توانست مخاطبان سینما را شیفته بازی خود کند.

این بازیگر دو بار توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به خاطر فیلم های هامون و کیمیا به خانه ببرد و همچنین سه بار نامزد سیمرغ بلورین برای فیلم های یکبار برای همیشه ، سایه به سایه و کاغذ بی خط شد.

علاوه بر سینما شکیبایی در تلویزیون نیز نقش های ماندگاری را ایفا کرد.

از جمله سریال هایی که شکیبایی در آن به ایفای نقش پرداخت می توان به مدرس، ‌کوچک جنگلی، تهران ۵۳، روزی روزگاری و خانه‌ی سبز اشاره کرد.

پنجه‌ی عدالت، زیر گذر لوطی صالح، تراژدی کسری، هنگامه‌ی شیرین وصال، بلیت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صیادان، با خشم به یاد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همه‌ی پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل برافشانیم نیز از جمله نمایش هایی هستند که شکیبایی در آنها حضور داشت.

او همچنین مجموعه ای از اشعار شاعران معاصر ایران همچون علی صالحی، سهراب سپهری و عبدالرضا ملکیان را دکلمه کرده بود که منتشر شده است

+ نوشته شده در  87/04/29ساعت 17:2  توسط مسعود  | 

قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
.

.
.

.


.

: بعد از ازدواج

متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

+ نوشته شده در  87/02/26ساعت 21:12  توسط مسعود  | 

.:: چند تا راه بهتون میگم برای عصبانی کردن دخترا که حتما نتیجه میده  ::.


۱-از هیکلشون ایراد بگیری و هی بهشون بگی چاق شدی

۵/۱-البته بهتر بگی خوش هیکلی ولی یک کم داری چاق میشی

۲-همیشه اونو با دوست دخترای قبلیتون مقایسه کنید

۳-وقتی تو خیابون با اون راه میرید از هر دختری ایراد بگیرید (نتیجه ی معکوس میده)

۴-هدیه براش یک چیز تابلو بگیرید و یه بر چسب الکی با قیمت پایین روش بزنید(کمربند لاغری ۵۰۰ تومان)

۵-سعی کنید برای سر قرار نیومدن تابلو ترین بهونه هارو بیارین(مثلا تو کوچمون ترافیک بود)

۶-در هنگام پیچوندن سعی کنید حتاالامکان خشاب گوشی رو نکشید و اونو خاموش کنید

۷-سعی کنید وانمود کنین که بزرگتر از سنش به نظر میاد(به دختر ۲۰ ساله بگین که ۴۷ ساله به نظر میاد)

۸-از نحوه ی آرایش کردنشون ایراد بگیرین(سعی کنید که بگید زننده است)

۹-همیشه بگین این رنگ لباس بهت نمیاد

۱۰-سعی کنید بین اون و دوست دختر قبلی تون یه وجه اشتراک پیدا کنید و هی بهش بگید

۱۱-اگه بابای طرف کچل باشه که دیگه خوش به حالتون میشه
 

خوب آخرش هم بايد بگم خانوم ها از سر تقصيرات اين جانب بگذرند چون بايد از همه خانوم هاي گل يك معذرت خواهي داشته باشم.

 

حالا اشكال نداره دفعه بعدي يرعكس مي نويسم به قول معروف هرچي عوض داره گله نداره.

خيلي ها بهم مي گن چرا آخه دوست داري همش دعوا راه بندازي !!!!!

خوب در جواب بايد بگم اين دعواها گاهي اوقات منجر به دوستي ها و آشتي ها ميشه ....

+ نوشته شده در  87/02/24ساعت 21:38  توسط مسعود  | 

  • بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند.

  • نگران بودم از اينكه كفش نداشتم، تا اينكه مردي را در خيابان ديدم كه پا نداشت.

  • اينكه من دست خالي به سوي مردم دراز كنم و كسي چيزي در آن نگذارد بدبختي نيست. بدبختي ا ين است كه من دست پر به سمت مردم دراز كنم و كسي چيزي از آن برنگيرد.

  • ممکن است كسي را كه با او خنديده اي را فراموش كني ولي كسي را كه با او گريسته اي را هرگز از ياد نخواهي برد.

  • بياد داشته باش كه خوشبختي اين نيست كه تو چه داري يا چه هستي ،خوشبختي صرفا آن چيزي است كه در درون تو مي گذرد.

  • هرگز نباخته اي ماداميكه از شكست خود چيزي آموخته باشي

  • آن كسي كه در حال تولد نباشد در حال مرگ است.

  • ريشه، گلي است بي اعتنا به شهرت و آوازه

  • لاك پشت ها راه را بهتر از خرگوش ها مي شناسند.

  • اشخاص را مانند چاي كيسه اي در نظر بگيريد تا در آب داغ نيفتند، متوجه جوهر وجودي خود نمي شوند.

  • هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد.

  • دیگران را ملامت نکن ، مسئولیت های زندگیت را خود بپذیر

  • گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند.

  • هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.

  • وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر.  

 

+ نوشته شده در  87/02/17ساعت 22:57  توسط مسعود  | 

از شركت پگاه مزاحمتون ميشم عكستون روي شيشه ي شير قديمي شده لطفا يه عكس جديد برامون بفرستید
------------------------------------------------------
هزار شاخه گل رز ... يه بغل پيچک سبز ... يه سبد سيب و انار... همش رو مي سپارم به تو ... ببر سر چهارراه بفروش... سودش هم نصف نصف
------------------------------------------------------
خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پیدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟
------------------------------------------------------
اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی
------------------------------------------------------
حيف كه فقط تو يكيو دارم اگر از تو يه عالمه داشتم... الان گاوداري داشتم!
------------------------------------------------------
اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت پول قبض تلفن هایی که دادم برات اس ام اس میدم رو يادم نمي ره
------------------------------------------------------
خرس‌ها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، راستي تو هنوز موز دوست داري؟
------------------------------------------------------
سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد
------------ --------- -----
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
------------ --------- --------- --
عشقي که تو را نثار ره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت
------------ --------- ---------
هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
------------ --------- --------- -
هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد
------------ --------- --------
دلم گرفته دلم گرفته به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است...
------------ --------- --------- -
دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است.
------------ --------- -------
يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد
------------ --------- ------
به تو سپرده بودمش..... به هزار و يک اميد..... و امروز براي هزار و يکمين بار...... دلم را ميبرم ...... تا شکستگي اش را ....گچ بگيرند؟؟؟
------------ --------- ---
هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه كن... حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره
------------ --------- ---------
اميد را هيچ وقت ازکسي نگيريد شايد اين تنهاچيزي است که او دارد.
------------------------------------------------------
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
------------------------------------------------------
ما آدما هميشه صداهای بلند و می شنويم ، پررنگها رو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم ، غافل از اينکه خوبها آسون ميان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن !
------------------------------------------------------
وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم نه !!! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه
------------------------------------------------------
داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود
------------------------------------------------------
بهاي عشق چست بجزعشق به هم رسيدن يعني اغاز با هم ماندن يعني زند گي ...زندگي با عشق يعني کا ميابي
------------------------------------------------------
در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است
------------------------------------------------------
در قلبت رو واسه هر کسي باز نکن ، اوني که دوست داره کليد داره
------------------------------------------------------
دعاي شب يک كودك : خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم ، جيش هم كردم ، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين
------------------------------------------------------
زنها دو وقت گریه می کنن : ?- وقتی فریب می خورن ! ?- وقتی می خوان فریب بدن
------------------------------------------------------
ترکه میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم
------------------------------------------------------
يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج کن!! اون وقت حتما" از فکــــــــر کردن به دوران مجردي ات لذت ميبري
------------------------------------------------------
میدونی چرا دل به دلت دادم؟؟ به خاطر شباهت زیادت به ماه! با این تفاوت که ماه سه حرفه ولی تو حرف نداری
------------------------------------------------------
به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد
------------------------------------------------------
چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي
------------------------------------------------------
يه روز يه گوسفنده رو ميندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گريه ميکرده. وقتي ميرسن دم در کشتارگاه، ازش مي‌پرسن چرا گريه ميکني؟ ميگه آخه مي‌خواستم جلو بشينم!!
------------------------------------------------------
تركه ميره پمپ بنزين ، يارو ميگه سوپر بزنم يا معمولي؟ تركه ميگه : هيسسسسسسسسس\ 587;سسسسس خوانواده تو ماشين نشسته ، معمولي بزن
------------------------------------------------------
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت رابراي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
------------------------------------------------------
تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي
------------------------------------------------------
از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست ؟؟ گفت :: فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر
------------------------------------------------------
حاصاضرب توان در ادعا مقداري ثابت است . هرچه توان انسان كمتر باشد ، ادعاي او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر شود ، ادعايش كمتر مي گرد
------------------------------------------------------
تفاوت ديدگاه سگ و گربه نسبت به انسان: سگ: اون به من غذا و آب مي ده . برام جاي خواب درست مي کنه. باهام مهربونه و بازي مي کنه . اون بايد خدا باشه! گربه: اون به من غذا و آب مي ده . برام جاي خواب درست مي کنه . باهام مهربونه و بازي مي کنه . من بايد خدا باشم!
------------------------------------------------------
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!
------------------------------------------------------
پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون خيلي وقته تو رو نديدم
------------------------------------------------------
ترکه میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ ترکه میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع
------------------------------------------------------
نفرين ترکي:ارزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن الهي امين خدايا کاسه تقدير اوردم و نجواگونه قاشق ميزنم تا صبح.عطا کن قسمت من را تو بهروزي و به قدر ظرف من نه قدر تو چون معبودي. کريما روزيم را عاشقي فرما......
------------------------------------------------------
رشتيه ميره خونه ميره حموم ميبينه يكي اونجاست:ميگه تو كي هستي :ميگه من غواصم :رشتيه ميگه نميدونم اين ارتش چيكار ميكنه ديروز هم يه خلبان رو كمد بود.!
------------------------------------------------------
ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟
------------------------------------------------------
غربت را نبايد در شهري غريب يا در گمشدن لحظه هاي اشنا جستجو کرد هر وقت عزيزت نگاهش را به ديگري تعارف کرد تو غريبي

+ نوشته شده در  87/02/09ساعت 22:51  توسط مسعود  | 

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم

-------------------------------------------------------------------------------

يَک روز بر خانه نَشَسته بودم داشتم تخمه نَ ميخوردم يَک دف ديدم تيلفنم زنگ زد . گفتم ها کيسته ؟ گفت : ها . .. اييييي..... مديرسايت ياهو بيدم ... گفتم : ها چطوري ... خوبي ؟ در سلامتي کامل به سر ميبري ها ووووووو ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ گفت : ها . اين ياهو مَسينجير 8 قديمي شده . اگه ميشه 9 رو زودتر طراحي کن . گفتم : ها باشه .... بعد رفتم پشت کامپيوتر طراحي کردم و از ويلايت خودمان با بلوتوث فرستادمش آمريکا براي بيل گيتس و اون هم فروختش به شرکت ياهو
-------------------------------------------------------------------------------
آرزو دارم شبي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخورد هاي سرد را مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
-------------------------------------------------------------------------------
ترکه و لره ميرن اکس پارتي ، ترکه هلکوپتري ميره لره با آرپي جي ميزندش
-------------------------------------------------------------------------------
ترکه اسم بچه‌شو توي يه مهدكودك شبانه‌روزي تو لندن مي‌نويسه که زبان ياد بگيره، سال بعد كه ميادببرتش، مي‌بينه بچه‌هاي اونجا ميگن: احبر، بابان گلدي
-------------------------------------------------------------------------------
تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته.... بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه..... تركه مياد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كن
-------------------------------------------------------------------------------
امروز روز جهاني بهترين دوست هاي جهانه . اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم اين رو برام بفرست و اين پيغام رو براي همه بفرست . ببين چند تاش به خودت بر مي گرده؟ اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتني هستي
-------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه ترکه با خانوادش مي رن پارک، کنار حوض وسط پارک وسايلشون رو پهن مي کنن، يه دفعه پسرش بهش مي گه: بابا من چايي مي خوام برام مي ريزي؟ همون موقع يه لر خوشتيپ با نامزدش ميان اونجا. بعد پدره به پسرش چايي مي ده. بعد ديگه همين، بهشون خوش مي گذره و اينا
-------------------------------------------------------------------------------
ديگه عوض شده شخصيت هاي کارتون هاي دوران کودکيمون تغيير کردند. آقاي سکسکه عمل کرده, مي ره سر کار و مي ياد و زندگيشو مي ک.ن.ه! الفي ديگه از هيچي نمي ترسه! آليس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و يه زندگي حقير توي يه آپارتمان 50 متري ساده, آن شرلي هم موهاش رو مش کرده و هر شب تو يه پارتي تا صبح مي رقصه. اي کيو سان کراکي شده و مخش تعطيل تعطيله! بامزي يه خرس بزرگ شد اما چند وقت قبل شکارش کردن ، پوستش رو مي تونيد تو اتاق خواب يه تاجر پولدار ببينيد
-------------------------------------------------------------------------------
از اين پس بجاي واژه اينترنت از واژه پارسي و ايراني فيلترنت استفاده ميكنيم
-------------------------------------------------------------------------------

به ترکه گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست! گفت: رحمت ايزدي ديگه کيه؟!...... گفتند نه. منظورمون اينه که به ديار باقي شتافت...... گفت: منظورتون را نمي فهمم!!!..... گفتند: يعني اينکه دار فاني را وداع گفت...... گفت:بازم نفهميدم!....... گفتند:اي بابا...بابات رخت از اين دنيا بربست....... بازم نفهميد!...... آخر سر عصباني شدند و گفتند : ابله...باباي خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت!...... ...

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

به يارو ميگن چرا جورابات يه لنگش آبي يكي قرمز ؟ ميگه والا نميدونم بدبختي اينه كه يه جفت ديگه هم تو خونه دارم همين طوري

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

شيطان اعلام كرد تا مي توانيد گناه كنيد . سهميه ي سوخت آتش جهنم تموم شده

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه ميپرسن از كجابدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله ست ؟ميگه :زير پاهارو قلقلك ميديم هر كله كه خنديد ميفهميم مال اون كله ست

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

دوستم گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

يارو ميخواد يه زيردريايي رو غرق كنه ميره در ميزنه فرار ميكنه

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

يارو زنش دوقلو مياره ميره حسابداري بيمارستان حساب كنه ميبينه پولش خيلي ميشه,ميگه,داداش فدات شم كمتر حساب كن جفتشونو ببرم

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

دو نفر داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

يارو قوز داشته بعد از مرگش اعلاميه اش رو ديوار نميچسبه

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

يه ياروي داشته ميخنديده بيهش ميگن چرا ميخندي ميگه دارم واسه خودم جوك ميگم. بعدچنددقيقه ميبينن رنگش زرد شده وشكمش روگرفته وداره ميخنده ميگن حالا چته؟ ميگه اين جكه رو تاحالا نشنيده بودم.

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

تركا يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنن . وقتي مي برنش مي بينه اتاق سقف نداره . ميگه : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟ تركا مي گن : كپسول گاز كه خورد تو سرت مي فهمي

_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_-+=-+_

اصفهانيه ميميره , روي سنگ قبرش مي نويسن من مردم ولي مغازه بازه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كدام مورد كوتاه‌تر است؟ الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد ج) مانتوي خواهران دانشجو د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ايا ميدونستي درصد ازدواج حلزون بين همه حيوانات از همه بيشتره چون هم خونه داره هم ماشين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به لاك پشت ميگن چرا نماز نميخوني ؟؟ ميگه آخه لاك دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يارو ميره دكتر تغذيه واسه رژيم ، دكتره ميگه فقط روزي سه تا نون ميتوني بخوري،يارو ميگه بعد از غذا يا قبل از غذا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طبق آخرین اطلاعیه ی دادگستری خل بودن جرم نیست ........ آزادانه به کار خود ادامه دهید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سه نفر ميرن دزدي صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن! صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل براي رفتن به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر عاشق شدي در شهر غربت سوار خر بشو برگرد ولايت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، که در همسايه‌ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره‌ی مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه ميکردم
هرچند لطیف و سبز و با احساسی * * *معصوم و نجیب و پاك همچون یاسی

هرچند فرشته ای ولی میترسم* * * یكی روز بفهمم كه تو هم الیاسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به لره مي گن عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه میخوان اونا رو صادر کنن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی بود یکی نبود... زیر این سقف کبود... یه غریبه آشنا! دل و جونمو ربود... این جوری نیگام نکن !!! گل یاس مهربون... اون غریبه خودتی همیشه پیشم بمون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یارو داشته تو قبرستون خرما خیرات میکرده یهو یه نفر میاد یه مشت برمیداره طرف شاکی میشه میگه : پدر سگ یه نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نيروي انتظامی گفت: در سال 85ده درصد کاهش تلفات جاده ای داشته ایم تا سال 87 تلفات جاده ای به صفر خواهد رسید و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهیم داشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاصل ازدواجهاي زير رو ميدونين چي ميشه؟
اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه =====> بچشون مرفين ميشه
اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه =====>بچشون جوك ميشه
اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه =====>بچشون قوري ميشه
اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه =====> بچشون پرتاب ميشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگي فرصت بس کوتاهيست
تا بدانيم که مرگ ؛ آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست
مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک...
نفس سبزبهاري جاريست
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
يادش به خير روزايي كه گل ياست بودم...يادش به خير قديما هوشو هواست بودم...حالا ازم رنجيدي گفتي از من بريدي...ديگه تو قهري با من... جوابمو نميدي؟؟؟ عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده ست دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق

+ نوشته شده در  87/02/07ساعت 21:24  توسط مسعود  | 

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

 

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

 

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

 
چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

 
اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

 
چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

 
چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

 
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون

 
 
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

 
چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

 
ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

 
خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

 
اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

 
بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: ?لطفاً بچرخانيد

 
چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

 
چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

 
چرا فيل از سوراخ سوزن رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش گره داره

+ نوشته شده در  86/11/14ساعت 22:18  توسط مسعود  | 

ویگن

با فرا رسیدن زمستان و بویژه ایام کریسمس هرکسی به یاد چیزی می افته اما اکثر همدانیها به یاد سلطلان محبوب جاز و خواننده و گیتاریست مجرب و همشهریشون ویگن می افتند

گفتم شاید بد نباشه شمارو بیشتر با این خواننده محبوب اشنا کنم

 

ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاآمد 

 نام کامل وی ویگن دردریان بود او از سال 1330باخواندن آواز فعالیت هنری خودراآغازکرد

شروع فعالیت او درسال 1332باخواندن آواز بر فیلم چهره آشنا ساخته حسن خردمند بود

 از عمده آوازهای شادروان می توان به قناری- مراببوس- گلی از بهشت - دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام- شادوماد- هفت هشت- مرابه یاد بیاور- دوکبوتر و مهتاب دهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد.

 حدود نیم قرن پیش در یک روز تابستانی که جوانی ارمنی به نام ویگن دردریان در باشگاه ارامنه آرارات ترانه های ارمنی می خواند ، توجه ساموئل خاچیکیان ، فیلمسازی که با فیلم هایی مانند "بازگشت" و "دختری از شیراز" غوغایی در سینمای ایران آن سالها برانگیخته بود ، را جلب کرد .

 ساموئل از همان باشگاه برای فيلم "چهارراه حوادث"، آرمان و ویگن دردریان را انتخاب نمود و به دلیل صدای خوش ویگن شعری هم برایش سرود که در آن فیلم بصورت ترانه بر روی صحنه های گردش ناصر ملک مطیعی و مینا مغازه ای ، توسط ویگن اجرا شد و این نخستین اجرای رسانه ای ویگن به شمار می رفت. چراکه هنوز به رادیو راه نیافته بود

از خاطرات بیاد ماندنی گذشته میتوان به برنامه " داستان شب " رادیو اشاره کرد.

 شاید برخی از ما بخاطر داریم که هر هفته چهارشنبه ها در پایان آخرین قسمت قصه آن هفته ، ترانه "لالایی" ویگن پخش می شد.

صدای ویگن و ترانه هایش هیچ گاه از خاطر ما نخواهد رفت .

 به درستي ميتوان ويگن را سلطان بي رقيب جاز ايران دانست وي از همان ابتدا سبکي نو را در موزيک ايران بنا نهاد .

در آن زمان که موسيقي کشور جز ترانه هاي کوچه باغي و کافه اي حرف ديگری براي گفتن نداشت ويگن حرف و کلامي نو زد و با آهنگ هاي موزون و بهره گيري از تنظيم هاي استادان بزرگي همچون مهندس خرم و ......توانست مدت 50 سال به عنوان يکه تاز صحنه ها در اوج باشد.

روحش شاد و یادش گرامی

 

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت 12:22  توسط مسعود  | 

خدا را

در زندگی خود مهمان کن

 

و به خاطر داشته باش  

 

که :

 

تنها تو نیستی  ...

 

 

 

 

 

 

 

 

چون که دستم بوی گل میداد ،

 

مرا به جرم گلچینی از باغ محکوم کردند ...

 

اما کسی فکر نکرد ...

 

شاید ...

 

شاید گلی کاشته باشم ... !

                                

 

  .. شاید گلی کاشته باشم ..

                              

 

..  شاید گلی کاشته باشم  ..

 

 

 

 

 

 

 

عشق راستین 

 

خیره نگریستن به یکدیگر نیست ...  

 

بلکه با هم نگاه کردن در یک جهت است

 

 

 

 

 

 

 

 

Good luck                         

                      

HengameH                      

 

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 3:57  توسط هنگامه  | 

Bodhi Tree

+ نوشته شده در  86/07/14ساعت 21:13  توسط مسعود  | 

افسوس که آن زمان که باید دوست بداریم  

کوتاهی می کنیم ...

آن زمان که دوستمان دارند   

لجبازی می کنیم ...

و بعد برای انچه از دست رفت آه می کشیم ...

 

 

 

در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و

صداقت گل نا یابی است  و در آیینه ی چشمان شقایق ها نیز

 عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست ...

به چه کس باید گفت :

 

" با تو خوشبخت ترین انسانم  "

 

 

+ نوشته شده در  86/05/22ساعت 0:38  توسط هنگامه  | 

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند ...

به جز مداد سفید ...

هیچکس به اون کار نمی داد ...

همه می گفتند تو به هیچ دردی نمی خوری ...

یه شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند ...

مداد سفید تا صبح کار کرد ...

 ... ماه کشید ... مهتاب کشید ...

 و اونقدر ستاره کشید که کوچیک و کوچیک  و کوچیکتر شد ...

صبح توی جعبه ی مداد رنگی ها جای خالی اون با هیچ رنگی

 پر نشد ..... !

 

+ نوشته شده در  86/05/20ساعت 1:0  توسط هنگامه  | 

کسی امد و حرف عشق با ما زد

دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست

یه عمری راه و در قدرت ما نیست

باید پارو نزد وا داد ...

باید دل رو به دریا داد ...

خودش می بردت هرجا دلش خواست ..

به هرجا برد بدون ساحل همون جاست ..

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی !

 

+ نوشته شده در  86/05/20ساعت 0:6  توسط هنگامه  | 

برگرد 

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم 
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
 رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 13:26  توسط هنگامه  | 

T-shamloulife.jpg آثارِ من خود اتوبيوگرافیِ کاملی‌ست. من به اين حقيقت معتقدم که شعر، برداشت‌هايی از زنده‌گی نيست،

 بلکه يک‌سره خودِ زنده‌گی‌ست

شب
 
  سراسر
 
  زنجير ِ زنجره بود
 
  تا سحر،

سحرگه
به‌ناگاه با قُشَعْريره‌ی درد
در لطمه‌ی جان ِ ما

جنگل
 
  از خواب واگشود

مژگان ِ حيران ِ برگ‌اش را
پلک ِ آشفته‌ی مرگ‌اش را،
و نعره‌ی اُزگَل ِ ارّه‌ی زنجيری

سُرخ
 
  بر سبزی‌ نگران ِ دره
 
  فروريخت.

 تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آريم

دل‌شکسته
 
 

به‌ترک ِ کوه گفتيم.

 
+ نوشته شده در  86/05/14ساعت 17:5  توسط مسعود  | 

سلامُ من هنگامه هستم نویسنده ی جدید این وبلاگ. امیدوارم بتونم با مطالبم دل همه ی شما بینندگان این وبلاگ رو بدست بیارم

+ نوشته شده در  86/05/13ساعت 23:51  توسط   | 

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 22:50  توسط مسعود  | 

لیستی از لوازم شخصی سهراب سپهری

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 15:20  توسط مسعود  | 

11 دسامبر
خاطرات سفر ژاپن

... كارگاه از سردي به در آمده بود ، چه مي گويي، آفرينش حالي ديگر داشت ، يك برخورد ، و هستي به رمزي ديگرآشنايت مي كند.
هيراتسوكا روش هاي گوناگون چاپ كنده كاري را به من مي نمود ، و من به در از ميدان فراگيري هنر ، مرا از پي كاري ديگر ساخته اند ، محراب هنر به ديده من بلند نمي نمايد ، به بلنديهاي احساس بالا كه رفتي ، بام هنر را بلند نخواهي ديد ، دستهايي مي آفرينند كه از يك روان بي تاب و فرومانده فرمان مي برند ، و نه از رواني كه از پرواز و هم انگيز خود در ناشناسي ها باز نمي ماند ، به رمز زيبايي ها كه سفر مي كني ، نيمه راه ، سرشاري خود را تاب نمي آوري ، باز مي كردي تا از ديده هاي راه بگويي: و هنر پيدا مي شود. فرو نه اين كار ، و فرا رو ، بار مشاهده را تا پايان به دوش بر. گفتند و شنيديم : هنر زندگي ماست ، تيناب خوش ما، گرماي ما ، و سخناني چه ناپخته گفتند ، ستايش ما از يك كار هنري ، از هنر آفريني هنرمند نيست ، اين ستايش خاموش با گذرگاههايي كه روان مي تواند از آن گذشت پيوند دارد.
هيراتسوكا كتاب شعرهايش را امروز به من نشان داد ، شاعر بودن او بر من پوشيده بود ، با دختري كه به زبان فرانسه آشنايي دارد ، از شعر سخن به ميان بود از شاعران دوران هئي يان و او اين را دريافت و به خواهش هم سخن من، دو دفتر از شعرهاي دوران جوانيش را به ما نمود ، همه را به دست خودش كنده كاري و چاپ كرده بود ، و هر شعر را به نقشي در خور آن آراسته ، همه شعرها تانكا بود ، هم گفت و گوي من چند تايي را به فرانسه برگرداند ، در آنها از اندوه دوري ديار سخن رفته بود ، و در گفت و گوي پي بردم كه سالها از زادگاه خود بدر افتاده ...

SohrabSepehri.com

 

SohrabSepehri.com

SohrabSepehri.com

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 11:54  توسط مسعود  | 

ضمن تسليت براي فوت خانوم مهستي بانوي صداي ايران اهنگي از ايشون براتون ميزارم به نام وقتي رفتم كه شعرش از مريم حيدرزاده هست و اهنگ و تنظيمش از شادمهر عقيلي به سبك پاپ كه خيلي خيلي زيبا هست و غمنگيز و با كارهاي ديگه ي ايشون كاملا فرق داره

حتما دانلود كنيد نظر هم يادتون نره 

وقتي رفتم

+ نوشته شده در  86/04/21ساعت 9:48  توسط مسعود  |